فلسفه و تاریخچه ی سیزده بدر(روز طبیعت)

سیزده‌به‌در سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد .

بعد از سیزده به در، جشن های نوروزی پایان می پذیرد.

عقاید مردم

چند نسل پیشین ایرانیان، شاید از آنجایی که در مورد این روز آگاهی کمتری داشتند این روز را بدشگون می‌دانستند و بسیاری از آنان معتقد بودند که باید برای بیرون کردن بدشگونها از خانه و کاشانه خود کنار جویبارها و سبزه ها بروند و به شادی بپردازند.

این دیدگاه هنوز هم در بین عده‌ای از مردم ایران وجود دارد . اما امروزه بیشتر مردم، با رفتن به دامان طبیعت در جشن سیزده به در، جشن‌های نوروزی را به طور رسمی پایان می‌دهند .

فلسفه سیزده به در

به طور کلی در میان جشن های به جا مانده از دوره ی باستان جشن سیزده بدر کمی مبهم است، زیرا مبنا و اساس دیگر جشن ها را ندارد.در کتاب‌های تاریخی اشاره‌ی مستقیمی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما در منابع کهن اشاره هایی به روز سیزدهم فروردین داریم.

گفته می شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند.می توان گفت معقول ترین موردی که درباره ی سیزده به در گفته می شود همین است .

اما اگر در کتاب های تاریخی و ادبی گذشته اشاره ای به سیزده بدر و هفت سین نمی یابیم آیا این رسم ها را باید پدیده ای جدید دانست و یا این که، رسمی کهن است، و به علت عام و عامیانه بودن در خور توجه نبوده و با معیارهای مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟ سیزده به در رسم و آیینی که بدین گونه در همه شهرها و روستاهای ایران همگانی است و در بین همهً قشرهای اجتماعی عمومیت دارد، نمی تواند عمری در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. علاوه بر این می دانیم کتابهای تاریخی و شعرهای شاعران، رویدادها و جشن های رسمی را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتی بود، بیان و توصیف می کرد. ولی سیزده به در، رسمی خانوادگی و عام و به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند (و نه شاه پسند) بود. از طرف دیگر، نوشتن رویدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غیر جدی، برای خود جایی باز کرده، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمی کرد و شاید «نحس» بودن هم عاملی برای بیان نکردن بود و ...

تیر روز

در گاهشماری ایرانی، هر روز ماه، نام ویژه ای دارد. به عنوان مثال، روز نخست هر ماه، اورمزد روزو روز سیزدهم هر ماه تیر روزنامیده می شود و متعلق به ایزد تیر است. تیر در زبان اوستایی تیشتَریَه خوانده می شود، و هم نام تیشتر، ایزد باران می باشد . با توجه به اطلاق گرفتن نام ایزد باران، می توان گفت که تیر در نزد ایرانیان باستان نمادی از رحمت الهی بوده است

تیر در کیش مزدیسنی مقام بلند و داستان شیرین و دلکشی دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه نیز که جشن تیرگان است به نام او می باشد .

نظریه‌هایی پیرامون نحوست سیزده

تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار سعد و فرخنده دانسته اند. برای مثال در آثار الباقیه ابوریحان بیرونی، جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها قرار دارد که در آن برای سیزدهم نوروز که تیر روز نام دارد، کلمهٔ سعد به معنی نیک و فرخنده آمده‌است.بعد از اسلام چون سیزدهم تمام ماه‌ها را نحس می‌دانند، به اشتباه سیزدهم عید نوروز نحس شمرده شد

ارتباط با مسیحیت

برخی از محققان عقیده دارند که عقیده به نحوست عدد سیزده اثری است که از ارتباط و مجاورت با عالم مسیحیت به زرتشتیان و بعد از آنان مسلمانان انتقال یافته‌است. اصل این عقیده به این صورت است که یهودای اسخر یوطی یکی از دوازده حواری مسیح نقشه کشید تا وی را تسلیم مخالفانش کند و قرار گذاشت تا وقتی وارد محفل مسیح شود، او را ببوسد تا دشمنان او بتوانند تشخیص دهند که کدامیک از افراد حاضر در محفل مسیح است. بدین ترتیب مسیح دستگیر شد و چون یهودای اسخر یوطی سیزدهمین فردی بود که به جرگه مسیح و یازده شاگرد دیگرش در آمد و شمارهٔ آنان به سیزده رسید مسیح گرفتار و محاکمه و به دار آویخته شد. عیسویان بدین علت عدد سیزده را شوم می‌دانند

واژه «سیزده به در»

مشهور است که واژه ی سیزده به در به معنای « در کردن نحسی سیزده» است . اما وقتی به معانی واژه ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می تواند جایگزین شود .به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می داند.

چو هر دو سپاه اند آمد ز جای تو گفتی که دارد در و دشت پای

یکی از معانی واژه «به» ، « طرف و سوی » می باشد . مانند اینکه می گوییم «به فروشگاه» .

پس با نگاهی کلی می توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای « سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می دهد.

پیشینه

در کتاب‌های تاریخی پیش از قاجار اشاره‌ی مستقیم و دقیقی به وجود چنین مراسمی نشده‌است اما مهرداد بهار در کتاب «از اسطوره تا تاریخ» خود اشاره‌ای کوتاه به جشن و پایکوبی مردم در اماکن عمومی و حتی بی‌روپوش و روبنده در خیابان آمدن زنان در دوران صفوی می‌کندکه این موضوع نزدیک به آیین های سیزده به در می باشد.

دورهٔ قاجار

عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من چگونگی انجام این مراسم در دورهٔ قاجار را با جزئیات شرح داده‌است.ادوارد یاکوب پولاک هم درباره مراسم سیزده‌به‌در چنین می‌نویسد:

سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا می‌رسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانه‌ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند

آیین‌های سیزده‌به در

این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.

  • گره زدن سبزه
  • سبزه به رود سپردن
  • خوردن کاهو و سکنجبین
  • پختن غذاهای متنوع به ویژه آش رشته

سبزه گره زدن

یکی از آیین های این روز سبزه گره زدن است که معمولا جوانان در این روز این کار را انجام می دهند .

فلسفه سبزه گره زدن

افسانه ی آفرینش در ایران و مسأله ی نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی کیومرث حائز اهمیت زیادی است . در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است . گفته های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیا صفحات 29 -23 و گفته های آثار الباقیه بر پایه ی همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد . مشیه و مشیانه که دختر و پسر دوقلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند . در آن زمان چون عقد و نکاهی شناخته شده نبود آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی مورد، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز بخوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را - بویژه دختران و پسران دم بخت - انجام می دادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می کنند و علف گره می زنند

منبع:سایتhttp://fa.wikipedia.org

کتاب پیامبر

سلام

چند وقته پیش یکی از دوستام کتابی رو بهم معرفی کرد که از خوندنش کلی لذت بردم و برا همون خواستم اینجا معرفیش کنم تا اگه خواستین شما هم بخونینش

کتاب پیامبر از جبرا خلیل جبرا هستش که هرفصل این کتاب برا خودش کتابی مجزاست به شماها هم توصیه میکنم این کتاب رو بخونین به نظرم خیلی کتاب ارزشمندیه

در تفسیر این کتاب آمده:

بی شک شاهکار جبران خلیل جبران ف کتاب پیامبر است. کتاب شرح وداع پیامبر از دیار اساطیری خود به نام اورفالیس است. به نظر میرسد اورفالیس واژه ای عبری است و ساخته ی ذهن جبران. چنانچه این نام  از ترکیب دو کلمه ی اور به معنی شهر ( شبیه اورمیه به معنی شهر آب و اورشلیم به معنی شهر سلام) و فالیس تشکیل شده است . کتاب در واقع شرح اخرین وصایای پیامبر به هواداران اوست که عمری را صرف تعلیم انان کرده است و دیدار آخرین به مجلسی تبدیل میشود که هوادارا پرسش های نگفته ی خود را از پیر و مراد خود می پرسند

امیدوارم از خوندنش لذت کافی رو ببرین

امضا:سیمین

تاریخچه ی نقاشی در ایران

نقاشی ایران فاقد نقاشی هایی با پیشینه كهن است و از این رو اظهار نظر در مورد آن مشكل است. نقاشی صفحات كتاب مانویان تنها نمونه قدیمی نقاشی ایران است. مانویه را می توان مخترع شیوه مینیاتور یا فن تصویر كتب خطی در ایران دانست. شیوه نقاشی پیروان مانی، دنباله یا فن تصویركتب خطی در ایران دانست. شیوه نقاشی پیروان مانی، دنباله هنر ساسانی در رشته نقاشی است. نمونه كتابهای مصور شده دوره ی ساسانی بدست نیامده ولی در منابع كتبی از آن یاده شده است. در ایران نقاشی های دیواری متعلق به پیش از اسلام در كوه خواجه سیستان و بیشاپور پیدا شده است. آثار این دوره بیشتر طراحی و نقوش برجسته روی سنگهاست و طراح نقاشی است كه به كمك مجسمه ساز آن را برجسته كرده است از تكنیك موزاییك كاری نمونه هایی باقی مانده است. اما در این ادوار نقاشی روی بوم یا نقاشی كتاب ( مصور سازی) نمونه ای ندارد. در دوران پیش از مغول نقاشی ایران را می توان فترتی دانست میان شیوع علامتنگاری ساسانی و دوران جدید شكوهمند نقاشی را ادامه ی سنت نقاشی تعدیل شده ی ساسانی دانسته اند و آن را به شیوه ی اكسپرسیونیست هنر ایرانی توصیف كرده اند.

   نقاشی ایرانی تا مدتها محدود به مصور ساختن كتابهای طبی و گیاهان دارویی بود. در این جا اگر بدن مریض نمایش داده می شود، بدون رعایت آناتومی و پرسپكتیو است و مسأله نمایش موضوع است حال به هر صورتی كه باشد.

   در زمان ایلخانیان ارتباط با كشور چین تأثیرات عمیقی را سبب می شود كه هنر چین بر هنر ایران نهاد، نقاشی چینی به علت سكون و بی تحركی و بدون حالت چهره ها و عدم استفاده از خطوط در چهره برای بیان حالت زمینه مناسبی برای نقاشی ایران در آن روزگار شد و مایه نقاشی ایران گشت. از لحاظ تاریخی مهمترین جریان تكامل نقاشی ایران اقتباس طراحی و رنگ آمیزی و مجلس سازی چینی و تطبیق آن با ادراك خاص هنرمندان ایرانی از فضا و اشكال طبیعی بود. این اقتباس در مدت دو قرن بدست ده ، دوازده نقاش زبر دست تكمیل شد. قدیمی ترین این نقاشان احمد موسی بود كه افسانه های بید پای مضبوط در مرقع اسلامبول را مصور كرده است. این هنرمند گلها و درختها و چمن و پرندگان و جانواران كار استادان چینی را در باغی ایرانی نقش كرده است. پس از او شاگردش « شمس الدین » است. دو استاد بزرگ دیگر « میر احمد باغ شمالی» ( خصوصیات هنر ایرانی را جلوه گر ساخت) و «بهزاد» كه توانست تعادل زنده ی مجلس را به شبیه سازی و تنوع تركیب كند.

   قاسم علی « از معاصران بهزاد» است و میر مصور كه مجلس « وزیر و جغد» او در خمسه ی نظامی شاه طهماسب برجسته ترین نمونه ی تناسب رنگ در نقاشی ایرانی است و سلطان محمد كه طراح بسیار چیره دستی است و « شیخ محمد» و « آقا رضا كه در آثارشان برجستگی و ابعاد سه گانه نخستین بار بوسیله ی خطوط ساده جلوه داده می شود و صادقی كه جنبشهای طراحی او به خطاطی قدرت كامل داد و « رضا عباسی » كه در اشكال و صورتهای او گویی همان صور خاص دوره ی ساسانی تجدید شده است از هنرمندان برجسته به شمار می روند.

   عامل مهم در شكوفایی نقاشی، پادشاهان تیموری و صفویه هستند كه مراكز مهم هنری در زمان خود تأسیس كرده و هنرمندان را گرد هم آوردند. دوستدار هنر و خود نیز هنرمند بودند. در دوره ی صفویه بر اثر مراوده ی شاه عباس با اروپاییان نفوذ هنر اروپا در ایران شیوع می یابد و در این دوره هنرمندان بیش از پیش به تصویر تك صورت پرداختند و این صورتها در مجموعه های نقاشی و خطاطی یا مرقعات جمع و ضبط می شد. علاقه به تك چهره سازی روی متن صفحه روزافزون بود این دوره بر خلاف عهد تیموریان كه كمال فنی كتاب مطرح بود، علاقه به هنر برای هنر را رواج داد. در این دوران مصور سازی كتاب و رابطه ی نقاشی با ادبیات از بین می رود و هر چه جلوتر می آییم تأثیرات هنر اروپا را واضح تر مشاهده می كنیم. در این دوران رفت و آمد هنرمندان خارجی و ایرانی و خرید تابلوهای اروپایی از طرف پادشاهان صفویه یا هدایای سفرای خارجی برای شاهان صفویه ، گرایشات جدیدی را در هنر نقاشی ایران به وجود آورد. كم كم توسط نقاشی های اروپایی و سفر نقاشان ایرانی به خارج، رعایت آناتومی و پرسپكتیو در نقاشی ایرانی باب می شود اگر چه موضوع و سوژه كار هنوز ایرانیست، گرایش به سوی نقاشی اروپایی به اوج خود رسیده است، اما پایه و اساس آكادمیك ندارد.

   كمال الملك نقاشی است كه نقاشی كلاسیك اروپا را عیناً به ایران وارد كرد و مكتب نقاشی اروپایی را به طور آكادمیك و اصولی در ایران پیاده می كند، ولی روحیه مینیاتورریستی خود را حفظ كرده است. پس از آن گرایشهای متفاوتی در نقاشی ایران پدیدار می شود و تحت تأثیر تحولات هنری اروپا قرار می گیرد و این دوران بی هویتی هنر نقاشی و بی تكلیفی نقاشان ایرانی است. در مقابل هجوم و سلطه ی هنر غربی بغضی از هنرمندان به سنتهای گذشته رو می آورند، كه غالب آنها در اصفهان بوده اند. ( خانواده ی امامی- حاجی اسلامیان ) كه ایشان می كوشند تكنیك قدما را با تأثیرات هنر غربی و دست آوردهای آن تلفیق نمایند و به حل مسائل پرسپكتیو و آناتومی كه در نقاشی ایران دید خاص خود را دارد بپردازند . دیدی كه بر اساس جهان بینی و معانی سمبولیك ایرانیان پی ریزی شده و به هیچ وجه نشانه ضعف یا عدم آگاهی ایشان از این مسائل نیست، بلكه « خو است » است.

            غیر از تلاشی كه هنرمندان مسلمان برای تزئین كتب دینی به كار می بردند، كتابهای علمی بسیاری در قرون اولیه هجری از یونانی و لاتین به عربی ترجمه شده و از جمله این كتب، منابع علمی پزشكی و دارویی بود كه نسخه های اصلی آنها دارای نقاشی بود و ترسیم مجدد آنها اجتناب ناپذیر بود. معرفی گیاهان دارویی . ترسیم شكل آنها را به همراه داشت و لذا نقاشی بوم جدیدی یافت كه تا قرن ها دوام آورد و عرصه شكل گیری یكی از ارزنده ترین هنرهای ایرانی گردید

کیمیاگر

سلام

کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو نویسنده ی مشهور برزیلی ترجمه ی دل آرا قهرمان

پائولو کوئیلو:

در سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو به دنیا آمد .شهرت او در آمریکای لاتین با شهرت گابریل گارسیا مارکز برابری میکند

کتابهایی که تا کنون منتشر کرده همه در رده ی کتابهای پرفروش برزیل هستند

کیمیاگر تاکنون در بسیاری از کشورهای جهان به چاپ رسیده و از اقبالی کم نظیر برخوردار بوده است

کیمیاگر نخستین کتابی است که از این نویسند به زبان فارسی منتشر شده است

۰۰۰۰۰۰۰

و اما این کتاب درمورد باورهای ما انسانهاست که با دنبال کردن رویاها و باورهامون میتونیم زندگیمونو تغییر بدیم

من خودم به شخصه شیفته ی این کتابم و توصیه میکنم اگه تونستید تهییه اش کنید و بخونید

و در سر آغاز این کتاب میخوانیم

و هنگامی که میرفتند او وارد بلدی شد و زنی که مرتاه نام داشت او را به خانه ی خود پذیرفت و او را خواهری مریم نام بود که نزد پایهای عیسی نشسته کلام او را میشنید اما مرتاه به جهت زیادتی خدمت مضطرب میبود پس نزدیک آمده گفت ای خداوند تو را باکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنها خدمت کنم او را بفرما تا مرا یاری کند عیسی در جواب گفت ای مرتاه ای مرتاه تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را آختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد

انجیل لوقا.باب دهم .آیه ی ۳۸ تا ۴۲

خواستم عکس جلدشو بذارم ولی عکس اون عکس مورد نظرمو پیدا نکردم

 

تاریخچه ی سینما در ایران

 

سینما

تاريخ مخـتـصر سيـنـماى ايران ورود اوليـن دستـگاه سيـنـماتـوگراف به ايران در سال 1279 هـجرى خـورشيـدى توسط مظـفرالدين شاه سر آغـازى براى سيـنـماى ايران به حساب مى آيد، هـر چـند ساخـت اولين سالن سـيـنماى عـمومى تا سال 1291 اتـفاق نـيـفـتاد. تا سال 1308 هـيچ فـيلم ايرانى ساخته نـشد و اندک سيـنـماهاى تاسيـس شده به نمايش فـيلم هاى غـربى که در مواردى زيـر نويـس فارسى داشتـند مى پرداخـتـند. اولـين فـيلم بلـند سيـنـمايى ايران به نام " آبى و رابى " در سال 1308 توسط آوانس اوگانـيانس، با فـيلمبردارى خان بابا معـتـضدى ساخته شد. 

در سال 1311 شمسى اولين فـيلم ناطـق ايرانى به نام " دخـتر لر " توسط " عـبدالحـسين سـپـنـتا " در بمبئى ساخـته شد. استـقـبالى که از اين فـيلم شد، مقـدمات ساخت چـند فـيلم ايرانى ديگر را فراهـم کرد. تغـيـير جو سياسى کشور طى سالهاى 1315 تا 1327 و اعـمال سانسور شديد و مواجهـه با جـنگ جهـانى دوم فعـاليـت سيـنماى نوپاى ايران را با رکود مواجـه ساخت. هـر چـند نـبايد از نظـر دور داشت که تا اين دوره هـنوز سـيـنما در ايران جـنبه عـمومى نـيافـته بود و استـفاده از معـدود سيـنماهاى موجود در تهـران و شهـرهاى بزرگ، تـقريـبا مخـتص اشراف و اقشار خاصى از جامعـه بود. از طرف ديگر در بـين سازندگان فـيلم نـيز خط فکرى خاصى وجود نـداشت و به جز سپـنـتا که به دليل ويـژگى هاى فرهنگى وى عـناصر ادبـيات کهـن ايران در ساخـته هاى وى به چـشم مى خورد، در بـقـيه موارد فـيلم هاى ساخـته شده عـمد تاً اقـتـباسى ناشيانه از فيلمهاى خارجى بود.

در سالهاى بعـد از 1322 فعـاليت هاى فـيلمسازى به دلـيل تاًسيس چـند شرکت سـينمايى توسط تعـدادى سرمايه گذار و هـمچـنـين عـمومى تر شدن سيـنما در بـين مردم، گسترش يافت. اما متاًسفـانه از آنجايى که در اين گسترش توجه به درآمد و سود حاصل از سرمايه گذارى از يک طرف و وضعـيت سياسى جامعـه از بعـد از کودتاى 28 مرداد و تحديد آزاديهـا، يعـنى مهـمترين عـنصر توسعـه فرهنگى، سيـنماى ايران عـمدتاً با محصولاتى عـوام پسنـد و بى محتوا مواجه شد و اين عـناصر جزو سنت رايج فـيلم سازى در اين دوره گرديد. خوشبخـتانه در سالهاى بعـد با فعـاليت فيـلمسازانى چـون ساموئل خاچـيکـيان، هـوشنگ کاووسى، فرخ غـفارى، ابراهـيم گـلستان، مسعـود کـيميايى، داريوش مهـرجويى، فريـدون رهـنما و عـلى حاتمى جريان فرهنگى تازه اى در فـيلمسازى ايران آغـاز گشت، که تا حدودى جدا از سنت رايج عـوام پسندانه در ايران اقدام مى نمود.

هـمچنـين تاًسيس کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان در سال 1348 هـجرى خورشيدى فرصت مناسبـى براى شکل گيرى سيـنماى فرهـنگى در ايران شد. همکارى يونسکو با اين کانون به عـنوان توزيع کننده فـيلم هاى کودکان در ايران با اعـزام نورالدين زرين کلک به بلژيک عـملى گرديد، تاثير مهـمى بر ارتـقاء سطح فرهـنگى کانون گذاشت. جريان فرهـنگى شکل گرفته از سوى سيـنما گران نامـبرده همراه با ايجاد کانون پرورش فکرى و هـمچـنـين کاهـش استـقبال عـمومى از عـناصر سرگرم کننده اى چون خشونت، سکس، جاهل مسلکى در بـين اقشار جوان و بخصوص قشر تحـصيـلکرده کشور عـواملى بودند دست در دست هم جريان نو و سازنده اى را در سيـنماى ايران طى سالهاى 50 تا 57 به وجود آوردند. بهـرام بـيضايى، عـباس کيارستمى، خسرو سيـنايى، کامران شيردل، داريوش مهـرجويى، ناصر تـقـوايى، عـلى حاتمى، امير نادرى و ... از افرادى بودند که با بهـانه هاى غـير مادى نـقـش اساسى در اين جريان داشتـند و مقـدماتى را فراهـم نمودند تا سيـنماى ايران گام هاى افـتخار آفرينى را در سالهـاى بعـد بر دارد.

بعـد از انـقلاب طى سالهاى 1357 تا 1362 بدليـل نـبودن ضوابط تدوين شده فـيلمسازى، سيـنماى ايران تـقريـبا در وضعـيـتى نابسامانى بسر مى برد. پس از سال 1362 با تدوين ضوابط فـيلمسازى که با توجه به شرايط پس از انـقـلاب تـنـظيم شده بود، عـناصرى چون خشونت و سکس را اجباراً از سيـنماى ايران خارج ساخت و از طرف ديگر به دليل مصادره بسيارى از سيـنماها و شرکت هاى توليد فـيلم و اعـمال نظارت دولتى بر آنها به طور غـير مستـقـيم نـقـش عـامل سودآورى در سيـنما کمرنگ تر شد. اين عـوامل همراه با تکامل کيفى فـيلمسازان دهـه پنجاه چون کيارستمى، بـيضايى، مهـرجويى و ... تاثـير مثـبتى بر روند فـيلمسازى در ايران گذاشت که با توجه به محـدوديت ها، محـصولات بديعى را آفريـدند و تحـسيـن منـتـقـدان جهـانى را به هـمراه داشت. در اين دوره فـيلمسازان جوانى چون محسن مخـملباف، ابراهـيم حاتمى کيا، جعـفر پـناهى، مجـيد مجـيدى و ابوالفضل جـليـلى که با تمايلات مخـتـلف پا به عـرصه فـيـلمسازى گذاشتـند و به مرور با مطالعـه و پـشتکار توانـستـند به صورتى هـنرمندانه عـناصر اين هـنر را بکار بگيرند، نـقـش موًثرى در اين تحـول ايـفا نمودند.

هـمچـنـين برقرارى منـظم سالانه دست کم يک جشنواره بـين المللى فـيلم که در بهـمن ماه هر سال به نام جشنـوارهً فيـلم فـجر در کشور برگزار ميگردد نـيز در ايـجاد عـلاقه به سيـنما در قـشر جوان کشور از يکسو و توسعـه اين هـنر نـقـش مهـمى ايـفا نموده است.

نـقطهً اوج موفـقـيتهاى بـين المللى سيـنماى ايران در اين دوره را بايد اهداى جايزه نخل طلايى جـشنواره بـين المللى کن فرانسه در سال 1997 به عـباس کيارستمى براى فـيلم طعـم گيلاس (اين جايزه بصورت مشترک به عـباس کيارستمى و يک فـيلمساز ژاپـنى تعـلق گرفت) دانست. از ديگر موفـقـيتهاى بـين المللى سيـنماى ايران طى اين دوره مى توان به موارد زير اشاره کرد :

- جايزه پلنگ طلايى جشـنواره کوکارنو، سويس، 1997، به فـيلم " آيـيـنه " ساخته جعـفر پـناهي.

- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم در جـشنواره فيـلم سه قاره نانت، فرانسه، 1996 به فيـلم " يک داستان واقـعـى " کار ابوالفضل جـليـلي.

- جايزه دوربـين طلايى جشنواره کن، فرانسه، 1995، به فيـلم " بادکنک سفـيد " اثر جـعـفر پـناهي.

- جايزه روبرتو روسيـليـنى در جـشنواره کن، فرانسه، 1992، به عـباس کيارستمى به خاطر مجـموعـه آثارش. جايزه فرانسوا تروفو در جشنواره فـيلم جـيفونى، ايتاليا، 1992، به عـباس کيارستمى به خاطر مجـموعـه آثارش.

- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، 1989، به فـيلم " آب، باد، خاک " ساخته امير نادري.

- جايزه بزرگ بهـترين فـيلم جشنواره سه قاره نانت، فرانسه، 1985، به فـيلم " دونده " اثر امير نادري.

از ديگر تحـولات کمتر سابقـه دار در سيـنماى ايران طى سالهاى بعـد از انـقلاب حضور جدى تر فـيـلمسازان زن مانند رخشان بنى اعـتماد، تهـمينه ميلا نى و ... است.

بذرهای برزگر

سلام

این اولین پستی هستش که میذارم امیدوارم بتونم مفید باشم

9646971350.240.jpg?1189697838

اولین کتابی که میخوام معرفی کنم کتاب بذرهای برزگر نوشته ی برایان کاوانا

و ترجمه ی علی اکبر راستکار محمود زاده

در این کتاب استانهایی پند اموز از ز زندگی بزرگان نوشته شده مثلا داستانی از دانشمند بزرگ ادیسون گداشته شده که خیلی آموزنده و زیباست

در کل  ۱۵۰ داستان آموزنده اومده و حاوی داستانکهایی از بزرگان علم و هنره که همه ی داستانکها حامل پیامهای آموزنده و زیباست

امیدوارم این بتونید این کتابو تهیه کنید و از خوندن هر بخشش لذت ببرین